سيد محمد كمره اى

843

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بالكليه آن مقصد هيچ شد و اين نفع‌ها كه به ايرانى وارد مىشد كه چند كارخانه بنا نمايند و چند امتياز از دولت هم براى معادن يا بعضى سدها يا زراعت و فلاحت‌ها بگيرند بىنتيجه ماند . بعد ظهر نشده بيرون آمده ، من به خانه آمده ، ناهار نان تازه و پنير و بورانى اسفناج خورده ، بعد چايى ، بعد بيرون آمده به خانه سالار سعيد رفته ، قدرى صحبت ولايت را نموده از آنجا به خانه ناصر الدوله ، چون رد مىشدم احوالپرسى نموده ، معلوم شد بيچاره دو مرتبه ناخوش شده . به قدر ساعتى آنجا بوده ، از آنجا بيرون آمده پياده از راه خيابان مريضخانه يك ساعت به غروب مانده به خانه تنكابنى رفته ، سردار اسعد و حميد خان هم آنجا بودند ، عيادتى نموديم . بعد ميرزا احمد خان برادر سالار فاتح و مير سيد محمد خان دكتر هم آمده ، گفتند اسكندر خان نوه احمد على خان را با يك نفر ديگر باقرزاده به اسم حريق ماليه ، سه چهار روز است گرفته‌اند . آقا ميرزا طاهر اظهار مىداشت كه هشتاد كرور از متخصصين ماليه شنيدم كه از حريق به دولت ضرر وارد آمده ، بعد چون ساعت يك از شب رفته ، حالم قدرى كسل شد و مأيوس از آمدن رفقا شدم ، بلند شده ، بيرون آمدم و به خانه آقاى فيروزآبادى رفته ، ايشان هم منتظر بودند . ورود نموده ، چايى ، انار ، آتش همه مهيا . مشغول صحبت شده ، شام ماش پلو ، پرقيسى و نيمرو ، آبدوغ و ماست اعلا كه از ده بود خورده ، ساعت چهار از شب بلند شده به خانه آمده ، زن‌ها هم كرسى را برداشته بودند ، من هم قدرى كسل بوده ، خوابيدم . عمليات جنگل اين روزها هم صحبت جنگ دولتىها با جنگلىها خيلى جالب مردم شده و اخبار مختلف شنيده مىشود كه قزاق‌هاى مأمور ، از منجيل مجروح برگشته‌اند و ديروز هم مجددا چهار توپ نه سانتيمترى با شصت پياده و دويست و پنجاه سواره به‌سمت جنگل از طهران حركت دادند . سپهسالار هم از قزوين فورا به زنجان رفت . [ امور روزانه ] چهارشنبه 2 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى استاد على حسن چينه‌كش با يك نفر عمله به جهت خراب نمودن چينه كهنه آمده ، عمله‌اش مشغول